Tag Archives: نگاه

جوانگرایی بی‌سابقه در والیبال ایران از نگاه آمار



ایسنا: دومین روز از هفته‌ سوم لیگ ملت‌های والیبال ۲۰۱۸ روز گذشته (شنبه) با برگزاری هشت دیدار در گروه‌های چهارگانه پیگیری شد که در یکی از زیباترین و طولانی‌ترین دیدارها تیم‌ ‌ملی والیبال ایران رو در روی برزیل قرار گرفت و در پایان با وجود این که کادر فنی برای نخستین بار از ترکیبی جوان و دگرگون شده نسبت به نام‌هایی که در سال‌های اخیر همواره در قالب شش نفر ابتدایی وارد زمین می‌شدند استفاده کرد، با نتیجه‌ نزدیک سه بر دو مقابل قهرمان المپیک شکست خورد تا با کسب یک امتیاز از این بازی بزرگ دست خالی زمین را ترک نکند.

تیم ایران که با نظر کولاکوویچ و با ترکیبی جسورانه در برابر تیم برزیل که با تمام قوا رو در روی ایران قرار گرفته بود وارد زمین شد که تنها نام سعید معروف و فرهاد قائمی از بین بازیکنان اصلی در شش نفر ابتدایی تیم‌ ‌ملی دیده می‌شد و در بین دیگر نفرات مرتضی شریفی با ۱۹ سال، صابر کاظمی با ۲۰ سال و امیر حسین توخته با ۱۷ سال در ترکیب ابتدایی ایران حضور داشتند.

از سوی دیگر رنان دالزاتو سرمربی برزیل در این دیدار تقریبا ترکیب اصلی اش را به زمین فرستاده بود و فقط به برونو رزنده و ایساک استراحت داده بودکه البته در اواخر بازی آنها را هم به میدان آورد. اما با نگاهی به آمار بازی متوجه می شویم که انگیزه و انرژی بالای بازیکنان جوان ایران کم مانده بود بلای جان قهرمان المپیک شود، اما در پایان این برزیل بود که در ست پنجم و با ورود رزنده بازی را به سود خود تمام کرد.

هر چند تیم‌ ‌ملی ایران به برزیل باخت، اما نگاهی به آمار دیدار و آن چه که در جریان بازی گذشت نشان از نسلی طلایی برای آینده والیبال ایران دارد.

در بازی برابر برزیل برای تیم‌ ‌ملی والیبال ایران سعید معروف، فرهاد قائمی، صابر کاظمی، مرتضی شریفی ، امیر حسین توخته و مسعود غلامی به عنوان شش نفر اصلی وارد زمین شدند. این‌ در حالی است که تیم‌ ‌ملی ایران برای اولین بار با چنین ترکیبی در یک رویداد رسمی گام به زمین می گذاشت، اما نتیجه‌ای که از این جوانگرایی حاصل شد با ارزش بود.

در برابر قهرمان المپیک میانگین سنی شش نفر ابتدایی ایران ۲۴.۳ سال بود که در طول سال‌هایی که تیم‌ ‌ملی در لیگ جهانی و رقابت‌های مختلف حضور داشته شاهد چنین جوانگرایی نبودیم. عملکرد درخشان این بازیکنان جوان بیشتر در آمار پایانی بازی نهفته است، چرا که تیم ایران با میانگین قدی ۱۹۸.۵ سانتیمتر تقریبا دو سانتی متر کوتاه‌تر از تیم برزیل بود، اما ستاره‌های جوان ایران توانستند با انجام ۱۳ دفاع بیش از دو برابر برزیل دفاع روی تور انجام دهند.

در سوی مقابل، برزیل که با میانگین سنی ۳۰.۶ سال یکی از با تجربه‌ترین تیم‌های حال حاضر جهان محسوب می‌شود، در برابر تیم دگرگون شده ایران چیزی نمانده بود که پیروزی را از دست دهد.

یکی از نکات دیگر و جالب توجه این دیدار میزان کم اشتباه‌های ایران نسبت به برزیل بود و بازیکنان ایران در مقابل ۳۴ اشتباه حریف تنها مرتکب ۲۹ اشتباه شدند و میزان اشتباه‌های پایین نسبت به تیم قهرمان المپیک و آن هم با ترکیبی کاملا جوان شده نتیجه‌ای بسیار ارزشمند برای والیبال ایران محسوب می‌شود. حتی میزان اشتباه‌های ایران در این بازی با توجه به پنج ست شدن دیدار در مقایسه با دو شکستی که ایران برابر فرانسه و ژاپن متحمل شد، قابل قبول‌تر است، چرا که در این دو دیدار که در چهار ست به پایان رسید، ایران به ترتیب مرتکب ۳۰ و ۲۶ اشتباه شده بود.

در دیدار نخست برابر لیگ ملت‌ها فرانسه کولاکوویچ همان ترکیب شش نفره‌ای که در سال‌های اخیر همواره به صورت ثابت در ترکیب ابتدایی حضور داشتند را وارد زمین کرد، اما این ترکیب با میانگین سنی ۲۸.۶ سال نتوانست انتظارات را بر آورده کند. بنابراین در دیدار سوم برابر ژاپن سرمربی تیم‌ ‌ملی والیبال ایران تصمیم گرفت تا شریفی با ۱۹ سال و علی شفیعی با ۲۷ سال را در ترکیب ابتدایی قرار دهد اما کاهش میانگین قدی ایران به ۱۹۵.۵ سانتیمتر باعث نوسان در کار تیمی ایران شد و باعث شد در نهایت داربی آسیا را به ژاپن واگذار کند.

پس از کسب نتایج ضعیف در هفته‌ نخست جایی که بی انگیزگی و کندی در کار تیمی ایران مشهود بود همه دوستداران والیبال منتظر تزریق نیروی جوانی و انرژی مثبت بودند، اما شاید محافظه کاری‌های کولاکوویچ اجازه نمی داد تا او دست به تغییرات بزند، ولی مصدومیت‌های ناگهانی چند بازیکن اصلی از جمله موسوی و غفور باعث شد تا او دل را به دریا بزند و یک ترکیب جسورانه را برابر قهرمان المپیک به زمین بفرستد، اما در پایان بازی بود که همگان به جای سرزنش تیم‌ ‌ملی به خاطر شکست، رو به حمایت از بازی درخشان آینده سازان والیبال ایران آوردند. بنابراین امیدواریم کولاکویچ با شناختی که در دیدارهای بعدی از بازیکنان به دست می‌آورد راه را برای حضور جوانان هموارتر کند تا در قهرمانی جهان حاصل کار معلوم شود.


آرسن ونگر و آرسنال: عشق در نگاه اول


ورزش سه: حمیدرضا صدر در کتابش “نیمکت داغ” بخشی را به آرسن ونگر تعلق داده که گوشه هایی از آن را می خوانید… مثل عشق در نگاه اول بود. عشق بین آقای پروفسور و استادیوم هایبری. آرسن ونگر اعتراف کرد وقتی اوایل دهه ۱۹۸۰ طی تعطیلات زمستانی به عنوان مربی موناکو پا به هایبری گذاشت به وجد آمد. به شوق. ادعا کرد نسیمی متفاوت در روحش دمیده شد. حال و هوایی دیگر یافت. گفت “…هایبری در دل ساختمان های پنهان بود.

جلو می رفتید و جلو. چیزی هویدا نمی شد. خیابان کم عرض و خانه های دو طبقه. تا این که ناگهان هایبری هویدا می شد. چسبیده به خانه های مسکونی”. حالا هم با خروج از ایستگاه مترو آرسنال استادیوم امارات را نمی بینید. باید به سمت راست خیابان گیلسپی بپیچید تا ناگهان با استادیوم آرسنال روبرو شوید. آمیزه شیشه و فولاد. تصویر غول آسای بازیکنان بزرگ از عصری به عصر دیگر که دست در گردن هم انداخته اند. پاشیده شدن رنگ سرخ به هر نما و هر قاب. استادیومی که با نام آقای پروفسور گره خورده، با شخصیت آرسن ونگر، با یادگارهایش.

ونگر در سپتامبر ۱۹۹۶ پا به شمال لندن گذاشت و افق فوتبال انگلیس را عوض کرد. انحصار الکس فرگوسن و منچستر را شکست. استانداردهای لیگ برتر را بالا برد. سیستم بازیکن یابی را متحول ساخت. علم نوین را با فوتبال گره زد. نظام تغذیه بازیکنان را به کلی تغییر داد. بریتانیایی ها که خود را صاحب فوتبال می دانستند تا پیش از ورود ونگر نگاهی متکبرانه به مربیان خارجی می انداختند. ورود بازیکنان خارجی به لیگ برتر از اوایل دهه ۱۹۹۰ افزایش یافته بود، ولی نشانی از مربیان خارجی در جزیره به چشم نمی خورد. بریتانیایی ها اعتقاد داشتند مربیان خارجی درک درستی از فوتبال ندارند. چنان که الکس فرگوسن در بدو ورود ونگر به کنایه گفت “کسی که از ژاپن آمده چی در باره فوتبال انگلیس می داند؟ او تازه کار است. بهتر است دانشش را در ژاپن خرج کند نه این جا” او کمی بعد در باره دانش ونگر و اشرافش به چند زبان می گفت “می گویند اون خیلی باهوش و با دانشه و می گن پنج تا زبان می دونه. یه جوون از ساحل عاج آووردم که اونم پنج تا زبون می دونه”.

آرسن ونگر و آرسنال: عشق در نگاه اول

ولی توفیق ونگر نگاه بریتانیایی ها به مربی خارجی را عوض کرد و همهباشگاه های بزرگ پس از او دنبال مربی غیر بریتانیایی گشتند. سیاهه مربیان خارجی لیگ برتر یک دهه پس از ورود ونگر نمایانگر عوض شدن آن نگاه بود: کریستین گروس بلژیکی در تاتنهام. جیانلوکا ویالی در چلسی. ژرارد هولیه در لیورپول. ژان تیگانا در فولام. کلودیو رانیری در چلسی. رافا بنیتس در لیورپول. ژوزه مورینیو در چلسی. ژاک سانتینی در تاتنهام. آلن پرین در پورتسموث. مارتین یال در تاتنهام. ولی هیچ یک از آنها نه حضور دیرپای ونگر در انگلیس را داشتند و نه تاثیرگذاری اش را. حضور ونگر بود که جا را برای ورود سون گوران اریکسون و فابیو کاپلو به تیم ملی انگلیس – حریمی مقدس برای انگلیسی ها – باز کرد.

وقتی ونگر پا به هایبری گذاشت با بازیکنانی روبرو شد که با گذشته زندگی می کردند. بازیکنانی که به آینده نمی اندیشیدند. تونی آدامز اعتراف کرد اکثر بازیکنان آن عصر با فرهنگ نوشیدن مفرط الکل بزرگ شده بودند. آرسنال در رده چهارم جدول قرار داشت و پنج سال بود نه جامی برده و نه به جامی نزدیک شده بود. دیوید دین معاون باشگاه گفت “ونگر فرهنگ جاری در آرسنال را مردود خواند. او انقلابی در باشگاه برپا کرد. استانداردهای فوتبال جزیره را ارتقا بخشید. روز اول به بازیکنان گفت اگر فلسفه ام را بپذیرید عمر زندگی حرفه ای تان افزایش می یابد. ولی اگر هنوز می خواهید شکم تان را با همبرگر و سیب زمینی و سوس پر کنید و آبجو بنوشید باید به زحمت در تیم های لیگ سه ای جایی پیدا کنید”.

انگاره های نو ونگر در باره تمرین بازیکنان، تغذیه و مراقبت از جسمشان کیفیت مسابقات را تغییر داد. همه باشگاه ها سرشان را به سوی آرسنال برگرداندند. یان رایت گفت “… خیلی زود دریافتیم همه چیز عوض شده. پس از دو سه ماه دریافتیم بهتر می دویم. سریع تر. دریافتیم قوی تر از حریفان شده ایم. وقتی سال ۱۹۹۸ هم لیگ را فتح کردیم و هم جام حذفی را کاملا قوی تر از دیگران بودیم”.

با خودش چند پزشک، بدنساز و ماساژور آورد. بازیکنان مصدوم را راهی فرانسه کرد تا در مراکز ویژه دوره نقاهتشان را سپری کنند. تمریناتش معمولا ۴۵ دقیقه طول می کشید. بر افزایش تکنیک و مهارت های فردی بیش از دویدن تاکید کرد. دویدن بازیکنان معمولا با توپ انجام می شد. آرسنال در پایان نخستین فصل حضور کامل ونگر بالاتر از یونایتد هر دو جام قهرمانی لیگ و حذفی را به چنگ آورده بود. آنها در ماه مارچ با دوازده امتیاز بیشتر در صدر جدول قرار داشتند. آمادگی جسمی بازیکنان اصلی ترین عامل برتری آرسنال شده بود.

آرسن ونگر و آرسنال: عشق در نگاه اول

ونگر زمانی پا به لیگ برتر گذاشت که منچستر یونایتد مالک الرقاب آن شده بود. الکس فرگوسن جایگاهی رفیع داشت و کسی خوابش را نمی دید او را از آن بالا پایین بکشد. او خیلی زود به الکس فرگوسن اعلان جنگ کرد. در آوریل ۱۹۹۷ گفت “درست نیست برنامه لیگ تغییر یابد تا منچستر یونایتد قهرمان شود”.

دیدگاه ونگر به مدافعان آرسنال به رهبری تونی آدامز مثبت بود، ولی او به فوتبال تهاجمی اعتقاد داشت، در حالی که آرسنال عصر جرج گراهام را “تیم یک برصفر ملال آور” می خواندند. متوسط به ثمررساندن گل تیم گراهام در هر دیدار ۳۷/۱ بود که در عصر ونگر به ۸۱/۱ افزایش پیدا کرد. دنیس برکمپ که پیش از ونگر وارد آرسنال شده بود بهترین بازی هایش را برای ونگر انجام داد. ستایش ونگر از برکمپ نمایانگر نگاه تیزبینانه اش به بازیکنان بود “آمیزه هوش و کلاس. کلاس بازیکن طی بازی با توپ عیان می شود ولی آن چه تکنیک او را موثر و کارا می کند هوش او است. مثل کسی که خوب حرف می زند ولی دایره واژگانش بسیار محدود هستند. دنیس هم کلاس داشت و هم هوش”. تیری آنری که او کنار ونگر شکوفا می شد می گفت “آرسنال ونگر تصویر قدمی آرسنال در اذهان را محو کرد. با خیلی ها روبرو شدم که جلو آمده و می گفتند طرفدار آرسنال نیستند ولی شیفته بازی های آرسنال شده اند”.

او حساب و کتاب آرسنال را از سیاهه باشگاه های پرخرج جدا کرد و توپچی های در سایه اش صاحب استادیوم بزرگ و جدیدی شدند. او طی ده سال نزدیک به ۱۵۰ میلیون پوند خرج کرد. یعنی کمتر از مبلغی که ژوزه مورینیو طی دو سال در چلسی صرف خرید بازیکن کرد. از بدو ورود سیاست کشف بازیکنان جوان و با استعداد را پی گرفت. طی پانزده سال در آرسنال ۸۴ بازیکن جوان را روانه میدان کرد. یعنی ۶/۵ بازیکن در هر فصل. در حالی که الکس فرگوسن به عنوان مربی که به جوانان اعتقاد داشت طی بیست و پنج سال ۱۰۳ بازیکن جوان را روانه میدان کرد که مترادف با متوسط ۱/۴ بازیکن در هر فصل بود.

او آرسنال را قلمرو درخشش بازیکنان گمنام یا بازیکنان ناکام مانده در باشگاه های دیگر کرد. می گفت “بازیکن یاب های خود را روانه جاهایی می کنیم که کسی به آن جاها توجه نمی کند”. می گفت “ما ستاره نمی خریم. ما ستاره می سازیم”. او بود که پاتریک ویرا، نیکلاس انلکا، تیری آنری، کولو توره، سسک فابرگاس و سسک فابرگاس را جهانی کرد. مطالعه ای که سال ۲۰۰۷ انجام شد نشان داد ونگر تنها مربی لیگ برتر بوده که خرید و فروش هایش در مجموع برای باشگاه سود به ارمغان آورده. او طی سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ به طور متوسط در هر فصل ۴/۴ میلیون سود برای آرسنال کسب کرد. بیش از هر باشگاهی… پروفسور آخرین مربی “عصر ولخرج ها” بود که فوتبال “مگا میلیونی” را با “سود” گره زد.


کات: بازی پرسپولیس را نگاه کردم




سرمربی هلندی الجزیره امارات پس از رقیب شدن با پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا گفت:اگر ما اشتباهات خط دفاعی را رفع کنیم و از فرصت هایمان استفاده کنیم، می توانیم پرسپولیس را پشت سر بگذاریم و به مرحله بعد راه پیدا کنیم.


ذوب آهن – الدحیل از نگاه آمار



ایسنا: آمار دیدار ذوب‌آهن و الدوحیل نشان از پایاپای بودن بازی دو تیم دارد.

 ذوب آهن اصفهان در حالی با یک گل مقابل الدوحیل شکست خورد که آمار این دیدار نشان از بازی پایاپای دو تیم دارد. هرچند موقعیت‌های نماینده ایران به مراتب خطرناک‌تر از حریفش بود.

آمار این دیدار به شرح زیر است:

شوت

ذوب‌آهن ۱۲ – الدوحیل ۱۰

شوت در چهارچوب:

ذوب‌آهن ۲ – الدوحیل ۱

پاس‌ها:

ذوب‌آهن ۳۵۸ – الدوحیل ۴۴۲

درصد مالکیت توپ:

ذوب‌آهن ۴۵.۳ – الوحیل ۵۴.۷


تیم ملی سیرالئون در یک نگاه!


ورزش سه: اولین حریف تدارکاتی تیم ملی علیرغم تمام حواشی بالاخره به میدان رفت و در دیدار برابر ایران با چهار گل شکست خورد. سیرالئونی ها همانطور که از قبل پیش بینی می شد تیمی بدون برنامه و کاملا آماتور بودند که در نهایت نتوانستند بهتر از شکست سنگین دست پیدا کنند. سیرالئونی ها در طول نود دقیقه سعی بسیار داشتند خود را به دروازه ایران برسانند اما در مجموع دو بار توانستند برای خود فرصت گلزنی به دست بیاورند و بارها بارها در انجام حرکات خود ناتوان بودند.

به طور خلاصه تیم ملی سیرالئون در این دیدار دقیقا به مانند همین تصویر است بازیکنی که در تلاش است تا یک قیچی برگردان نثار حریف کند اما در محاسبات خود دچار مشکل شده و دقیقا یک سوء تفاهم باعث شد تا او خود را فوتبالیست بنامد.

البته ذکر یک نکته نیز ضروری به نظر می رسد و آن اینکه بسیاری از بازیکنان تیم ملی سیرالئون که در این دیدار حضور نداشتند بازیکنانی بودند که قطعا با حضور خود می توانستند تیم قدرتمندتری را بسازند و به همین دلیل می توان گفت تیم سیرالئون واقعی قطعا قوی تر از این حریفی بود که در این دیدار مقابل ایران قرار گرفت.

عکس: امیرحسین خیرخواه

 

تیم ملی سیرالئون در یک نگاه!


نگاه تلخ فرگوسن به میراث ویران شده


ورزش سه: سرالکس فرگوسن، سرمربی سابق منچستریونایتد دیشب تماشاگر حذف عجیب تیمش برابر سویا بود.

 تا به امروز حتی مورینیو هم قادر به تکرار بخشی از روزهای درخشان فرگوسن در ۲ دهه اخیر نبوده و منچستریونایتد علیرغم به خدمت گرفتن ستاره های گرانقیمت، حتی در شکست تیمی مانند سویا هم ناتوان بوده است.

پیش از دیدار برابر سویا، فرگوسن برای روحیه دادن به بازیکنان و توصیه هایی به مورینیو، راهی اردوی محل اقامت شیاطین سرخ شده بود اما این اتفاق نیز افاقه نکرد و یونایتد در خانه حرف شد.

بعد از پایان بازی، تصاویری از سرالکس فرگوسن منتشر شد که از اتفاقات رخ داده بسیار عصبانی بوده و با اشاره دست، از عملکرد بازیکنان یونایتد انتقاد کرده است. به نظر می رسد تیم مورینیو برای تبدیل شدن به منچستر فرگوسن راه درازی را در پیش دارد و شاید آقای خاص هم دوای این میراث از دست رفته نباشد.

 

نگاه تلخ فرگوسن به میراث ویران شده

 

نگاه تلخ فرگوسن به میراث ویران شده


نگاه معنادار مامیچ و پشت در ماندن هزاران هوادار


خبرگزاری تسنیم: پس از تکمیل گنجایش ورزشگاه آزادی به دلیل استقبال هواداران استقلال از دیدار مقابل العین، هزاران هوادار پشت درهای ورزشگاه ماندند. تعدادی از آنها که از شهرستان‌های دور به تهران آمده بودند، با خواهش و التماس از ماموران می‌خواستند به آنها اجازه ورود به ورزشگاه را بدهند.

*از بلندگوهای ورزشگاه ترانه‌هایی از بهنام بانی و حمید هیراد پخش شد که هواداران را به وجد آورد.

*با ورود اعضای العین، هواداران این تیم را هو کردند. همچنین زمانی که دروازه بان‌های تیم اماراتی وارد زمین شدند، تماشاگران استقلال آنها را به شدت هو کردند.

*زمانی که مامیچ سرمربی العین وارد چمن شد، نگاه معناداری به حضور پُرشور هواداران کرد و سپس روی نیمکت نشست.

*سید حسین حسینی اولین بازیکنی بود که به همراه مهدی رحمتی برای گرم کردن وارد ورزشگاه شد و مورد تشویق هواداران قرار گرفت.

*روبه‌روی جایگاه ویژه از طرح موزاییکی رونمایی شد که دو چشم را نشان می‌داد. این طرح نشان‌دهنده عصبانیت هواداران از قضاوت داور بازی رفت است.

*بسیاری از هواداران در طبقه دوم قصد دارند بازی را به صورت ایستاده تماشا کنند.

*هواداران استقلال به نوبت به تشویق مرحوم منصور پورحیدری، ناصر حجازی و رضا احدی پرداختند.

 

نگاه معنادار مامیچ و پشت در ماندن هزاران هوادار

 

نگاه معنادار مامیچ و پشت در ماندن هزاران هوادار

 

نگاه معنادار مامیچ و پشت در ماندن هزاران هوادار